ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1584
سفرنامه شاردن ( فارسى )
محلات دور افتادهء شهر رفت . در آنجا دكانى گشود ، مانند مخدومش به كار تجارت پرداخت . ده سال در آن محله بازرگانى مىكرد ، و چون شهر بزرگ و پرجمعيت بود مخدومش از جا و كار او آگاه نشد . جمعيت اصفهان از پيروان اديان مختلف ، مسيحى ، يهودى ، مسلمان ، كافر ، آتش پرست ، تركيب يافته ، و عدهء بازرگانان آن از شمار تاجران همهء شهرها بيشتر است . اصفهان كانون و گهوارهء دانش و هنر و فرهنگ است ، و انواع علوم و فنون و هنر از اين مركز به سراسر مشرق زمين خاصه بر هند انتشار يافته است . حاصل تحقيقات و مطالعات من دربارهء آثار و بناهاى اصفهان چنين است : صد و شصت و دو مسجد ، چهل و هشت مدرسه ، هزار و هشتصد و دو كاروانسرا ، دويست و هفتاد و سه گرمابه ، دوازده گورستان . گفتنى است كه در ايران بيشتر قبرستانها بيرون شهر واقعند . هر روز دو هزار گوسفند در داخل شهر ، و در محلّات بيرون پايتخت هزار و پانصد گوسفند ذبح مىشود . جز اينها روزانه نود رأس گوسفند براى مطبخ شاه كشته مىشود ، و اين مقدار ذبح براى كشورى كه فقط گوشت گوسفند در آن مصرف مىشود بسيار نيست . عرض جغرافيايى اين شهر بزرگ سى و دو درجه و چهل دقيقه ، و طول جغرافياييش هشتاد و هشت درجه و هجده دقيقه است « 1 » . بلندترين روزهايش چهارده ساعت و نه دقيقه و سى و شش ثانيه مىباشد . آب و هواى اصفهان سالمترين و سازگارترين آب و هواهاييست كه به عمر خود در سراسر گيتى ديدهام ، و در اين باره اين ضرب المثل بر سر زبانهاست كه هر كه تندرست وارد اصفهان شود تا در اين شهر است بيمار نمىگردد و هر بيمار به اصفهان درآيد تا هنگامى كه اين جا اقامت دارد بهبود نمىيابد . نه تنها روزها ، بلكه شبها هوا چنان خشك است كه اگر هنگام غروب برگ كاغذى را در معرض هوا قرار دهند صبحگاهان همچنان آن را خشك مىيابند . سرما و گرماى اصفهان در فصلهاى خود سخت و نافذ و آزار دهنده است . اما طول زمستانش بيش از سه ماه نيست . در اين شهر باران و برف بسيار نمىبارد ، و بارندگيش
--> ( 1 ) يان اسميت اولين سفير هلند در ايران نوشته است : اصفهان در همان مدارى است كه شهر سويل اسپانيا قرار گرفته است . گرچه سرما و يخبندان پايتخت ايران مانند سويل شديد نيست اما بادهاى آزار دهنده دارد .